میلاد حضرت محمد (ص)
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۸   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

امشب سخن از جان جهان باید گفت  /

توصیف رسول انس و جان باید گفت                                                 

 در شام ولادت دو قطب عالم  /

                  تبریک به صاحب الزمان باید گفت                                                                                                                  

 


 
10 معجزه پیامبر اکرم (ص)
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٠   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

بزرگترین معجزه پیامبر (ص) قرآن است

 عرش نیوز ؛

10 معجزه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

 1
ـ زنده کردن مردگان و بینا کردن کوران و شفا دادن بیماران   
 
2
ـ سخن گفتن با حیوانات     . 

3
ـ آگاهى به همه‌ی زبان‌ها و قدرت بر سخن گفتن به همه آنها    . 
 
4
ـ مهر نبوت که بر پشت مبارکش جاگرفته بود و بسیار نورانی بود.
 
5
ـ جاری شدن آب از میان انگشتانشان و  سیراب کردن جمع بسیاری از مردم به وسیله آن   .

6
ـ تسبیح گفتن سنگریزه در دست مبارکشان.
 
7
ـ سایه نداشتن ایشان در زیر نور آفتاب.
 
8
ـ هر گاه آب دهان مبارک به چاهى مى افکند در آن چاه برکت به هم مى رسید و پر از آب مى شد. آب دهان مبارک را به هر صاحب دردى مى مالید شفا مى یافت .

9
ـ سیر کردن افراد بسیاری با غذایی بسیار کم.
 
10
ـ اثر خاصی که قدم‌هایشان داشت بدین صورت که هرگاه بر زمین نرم راه مى‌رفتند جاى پایشان نمى‌ماند، و هنگامى که بر سنگ سخت راه مى‌رفتند اثر پاى مبارکش مى‌ماند.

 


 
حدیث درباره حضرت فاطمه (س)
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٥   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

حدیث درباره حضرت فاطمه زهرا(س)
پیامبر اعظم(ص) می‌فرمایند: اولین کسی که داخل بهشت می‌شود، فاطمه است. امام صادق(ع) نیز درباره مادرشان می‌فرمایند: وقتی قیامت فرا رسد، منادایی ندا می‌دهد: چشمانتان را ببندید و سرهایتان را پایین بیندازید تا فاطمه از صراط بگذرد.
مرکز مطالعات و پاسخ‌‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم به مناسبت ایام شهادت دخت رسول گرامی اسلام، حضرت فاطمه زهرا (س) در یادداشتی که در اختیار خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس قرار داده، 34 روایت درباره حضرت زهرا (س) ذکر کرده است.

1. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اَوَّلُ شخصٍ تدْخُلُ الجنةَ فاطمةُ.

«بحار الانوار، ج 43، ص 44»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اولین کسی که داخل بهشت می‌شود، فاطمه است.

2. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اما اِبْنَتی فاطمةُ فهی سیدةُ نِساءِ العالمینَ من الاوّلینَ‌ و الآخرینَ.

«تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 338»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اما دخترم فاطمه پس او سرور زنان جهان هستی از گذشتگان و آیندگان است.


3. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : مَنْ ارضی فاطمةَ فقد ارضانی و مَنْ اَسخطَ فاطمةَ فقد اسخطنی.

«احقاق الحق، ج 10، ص 217»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: هرکس فاطمه را راضی کند، مرا راضی نموده و هر کس فاطمه را خشمگین کند، مرا خشمگین نموده است.


4. قال الامام الباقر - علیه السّلام - : وُلِدَتْ فاطمةُ بنت محمدٍ - صلّی الله علیه و آله - بعدَ مبعثِ الرسولِ بخمسِ سنینَ و تُوَفِّیَتْ و لها ثمانَ عَشَرةَ سنةً.

«اصول کافی، ج 1، ص 457»

امام باقر - علیه السّلام - فرمود: فاطمه دختر محمد - صلّی الله علیه و آله - پنج سال بعد از به نبوت رسیدن پیامبر اکرم متولد شد و هیجده ساله بود که وفات کرد.


5. عن النبی - صلّی الله علیه و آله - قال: اِنّما سُمِّیتْ فاطمةُ البتولَ لانّها تُبْتَلَتْ مِنْ الحیضِ و النفاسِ.

«احقاق الحق، ج 10، ص 45»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا فاطمه بتول نامیده شد، چرا که او از حیض و نفاس دور گردیده است.

6. عن ابی جعفر - علیه السّلام - عن آبائه - علیهم السّلام - قال: اِنّما سُمِّیَتْ فاطمةُ بنتِ محمدٍ الطاهرةَ لِطَهارَتها مِنْ کُلِّ دَنَسٍ و طهارَتِها مِنْ کُلِّ رَفَثٍ و ما رأَتْ قَطُّ یوماً حُمْرةً و لا نِفاسَاً.

«بحار الانوار، ج 43، ص 19»

امام باقر - علیه السّلام - از قول پدرانشان - علیهم السّلام - فرمود: همانا فاطمه دختر محمد، طاهره نامیده شد، چرا که او از هر گونه پلیدی و آلودگی و نیز کلام ناپاک طاهر بود و هیچ روزی خون حیض و نفاس ندید.


7. عن الامام جعفر بن محمد - علیه السّلام - عن ابیه - علیه السّلام - قال: اِنَّ فاطمةَ - سلام الله علیها - کانتْ تُکَنَّی امَ ابیها.

«بحار الانوار، ج 43، ص 16»

امام صادق - علیه السّلام - از قول پدرشان (امام باقر - علیه السّلام -) فرمود: همانا فاطمه - سلام الله علیها - به ام ابیها کنیه‌گذاری شده است.


8. قال ابو عبدالله - علیه السّلام - : لِفاطمةَ - سلام الله علیها - تِسْعَةُ اسماءٍ عند اللهِ عز و جلّ: فاطمةُ‌ و الصِّدِّیقةُ و المبارکةُ و الطاهرةُ و الزکیةُ و الراضیةُ و المرضیةُ‌ و المحدثةُ و الزهراءُ.

«بحار الانوار، ج 43، ص 10»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: نزد خداوند متعال برای فاطمه - سلام الله علیها - ‌نُه اسم وجود دارد: 1. فاطمه 2. صدیقه 3. مبارکه 4. طاهره 5. زکیه 6. راضیه 7. مرضیه 8. محدثه 9. زهراء.


9. قال ابو عبدالله - علیه السّلام - : ... اتدری ایَّ شیءٍ تفسیرُ فاطمةَ قلت: اخبرنی یا سیدی قال فُطِمَتْ مِنْ الشَّرِ.

«بحار الانوار، ج 43، ص 10»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: آیا می‌دانی معنی و مفهوم فاطمه چیست؟ گفتم آقای من شما مرا آگاه کنید، حضرت فرمود: یعنی که از بدی‌ها دور شده است.


10. عن ابی جعفر - علیه السّلام - قال: کان رسول الله - صلّی الله علیه و آله - اذا ارادَ السفرَ سلََّّمَ علی مَنْ اراد ... .

«بحار الانوار، ج 43، ص 83»

امام باقر - علیه السّلام - فرمود: پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - هرگاه می‌خواستند به سفر بروند با هر کس از اهلبیت خود می‌خواستند خدا حافظی کنند، خداحافظی می‌کردند، سپس آخرین کسی که از او خداحافظی می‌کردند، فاطمه - سلام الله علیها - بود، پس سفرشان را از خانه فاطمه آغاز می‌کردند و زمانی که از سفر باز می‌گشتند اول از همه به خانه فاطمه - سلام الله علیها – می‌رفتند.


11. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : ان فاطمةَ سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمینَ.

«بحار الانوار، ج 25، ص 360»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا فاطمه، سرور زنان عالَم است.


12. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : یا فاطمةُ اِنَّ اللهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکِ و یَرضی لِرِضاکِ.

«بحار الانوار، ج 43، ص 19»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - (خطاب به حضرت فاطمه - سلام الله علیها -) فرمود: ای فاطمه همانا خداوند با خشم تو خشمگین و با رضایت و خشنودی تو خشنود می‌شود.


13. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اِنَّ فاطمةَ مِنّی وَ هی نُورُ عَینی و ثَمرةُ فؤادی یَسُوؤنی ما ساءَها و یَسُرُّنی ما سَرَّها.

«بحار الانوار، ج 43، ص 24»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا فاطمه پاره تن من است و او روشنایی چشمانم و میوه قلب من است، آنچه او را بیازارد مرا آزار می‌دهد و آنچه او را خوشحال کند مرا خوشحال می‌کند.


14. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : فاطِمةُ اَعَزُّ الناسِ علیَّ.

«بحار الانوار، ج 43، ص23»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: فاطمه عزیزترین و محبوب‌ترین مردم برای من است.


15. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اِنَّ اللهَ تعالی اِختارَ مِنْ النِساءِ اربعَ: مریمَ و آسیةَ و خدیجةَ و فاطمةَ.

«بحار الانوار، ج 43، ص 19»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا خداوند متعال چهار تن از زنان را برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه را.


16. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : الحسنُ و الحسینُ خیرُ اهلِ الارضِ بَعدِی و بعدَ اَبِیهما و اُمُّهما اَفْضَلُ نِساءِ اهلِ الارض.

«بحار الانوار، ج 43، ص 20»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: حسن و حسین بعد از من و پدرشان بهترین اهل زمین‌اند و مادرشان برترین زنان اهل زمین است.


17. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : فاطمةُ حوراءُ انسیةٌ‌.

«عوالم، ج 6، ص 9»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: فاطمه حوریه‌ای انسانی است.


18. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : فاطمةُ شِجْنَةٌ مِنّی یَقْبِضُنی ما یَقْبِضُها و یَبْسطْنی ما یَبْسطُها.

«المناقب، ج 3، ص 332»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: فاطمه شاخه‌ای از من است هر آنچه او را غمگین سازد، مرا غمگین می‌کند و هر آنچه او را خوشحال سازد، مرا خوشحال می‌کند.


19. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : احبُّ اهلی الیَّ فاطمةَ.

«احقاق الحق، ج 10، ص 181»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: محبوب ترین فرد خانواده‌ام برای من، فاطمه است.


20. عن ابی جعفر - علیه السّلام - قال: ما عُبِدَ اللهُ بشیءٍ مِنْ التحمیدِ افضلَ مِنْ تسبیحِ فاطمةَ - سلام الله علیها - و لو کانَ شیءٌ لَنَحَلَهُ رسولُ اللهِ - صلّی الله علیه و آله - فاطمةَ - سلام الله علیها -.

«اصول کافی، ج 2، ص 504»

امام باقر - علیه السّلام - فرمود: خداوند به هیچ نوع ستایشی بالاتر از تسبیح فاطمه - سلام الله علیها - عبادت نشده است و اگر چیزی بالاتر از این بود، حتماً پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - آن را به فاطمه - سلام الله علیها – می‌آموخت.


21. قال الامام الصادق - علیه السّلام - : تسبیحُ فاطمةَ - سلام الله علیها - فی کلِ یومٍ دَبْرَ کلِ صلاةٍ احبُّ‌ الیَّ مِنْ الفِ رکعةٍ فی کل یومٍ.

«مکارم الاخلاق، ص 281»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: تسبیح فاطمه در هر روز بعد از نماز، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز پسندیده‌تر است.


22. عن ابی بصیر قال: دخلت علی ابی عبد الله - علیه السّلام - قال: و انَّ عندنا لَمُصْحَفَ فاطمةَ و ما یُدْریهم ما مُصْحَفُ فاطمةَ. قلتُ له: و ما مُصْحَفُ فاطمةَ؟ قال: مصحفٌ ... .

«اصول کافی، ج 1، ص 346»

ابو بصیر گوید بر حضرت صادق - علیه السّلام - وارد شدم، (پس از چندی سخن) حضرت فرمود: همانا مصحف فاطمه - سلام الله علیها - نزد ما است و مردم چه می دانند مصحف فاطمه چیست. گفتم: مصحف فاطمه چیست. حضرت فرمود: کتابی است که در آن مطالبی همانند قرآن است در حالی که (حجمش) سه برابر آن است.


23. قال الامام الصادق - علیه السّلام - : لو لا انَّ اللهَ تبارک وتعالی خَلَقَ امیرَالمؤمنین لفاطمةَ - سلام الله علیها - ما کان لها کفْوٌ علی الارضِ مِنْ آدمَ‌ و مِنْ دونه.

«اصول کافی، ج 2، ص 480»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: اگر خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین را برای فاطمه - سلام الله علیها – نمی‌آفرید، در روی زمین، از آدم گرفته تا هر بشری بعد از او، همسری برای او نبود.


24. لمّا زَوَّجَ رسولُ اللهِ - صلّی الله علیه و آله - فاطمةَ مِنْ علیٍ - علیه السّلام - اتاه ناسٌ من قریشٍ ... .

«من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 253»

زمانی که پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فاطمه را به همسری علی - علیه السّلام - در آورد، عده‌ای از قریش به نزد حضرت آمدند و گفتند: آیا تو فاطمه را در مقابل مهریه ای ناچیز به تزویج علی در آوردی؟ حضرت فرمود: من او را به تزویج علی در نیاوردم بلکه خداوند متعال در شب معراج در کنار درخت (سدرة المنتهی) او را به تزویج علی - علیه السّلام - در آورد.


25. عن ابی عبد الله - علیه السّلام - قال: اذا کانَ یومُ القیامةِ جَمَعَ اللهُ الاولینَ و الآخِرینَ فی صعیدٍ واحدٍ فینادی منادٍ: غُضُّوا ابصارَکم و نَکِّسُوا رُؤُسَکم حتّی تَجُوزَ فاطمةُ بنتُ محمدٍ - صلّی الله علیه و آله - الصراطَ.

«بحار الانوار، ج 43، ص 224»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: وقتی روز قیامت فرا رسد، خداوند تمامی بشر از اولین و آخرین را در یک جا جمع می‌کند پس منادایی ندا می‌دهد: چشمانتان را ببندید و سرهایتان را پایین بیندازید تا فاطمه دختر محمد - صلّی الله علیه و آله - از صراط بگذرد.


26. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : تُحْشَرُ ‌ابنتی فاطمةُ - سلام الله علیها - یومَ القیامةِ و معها ثیابٌ مصبوغهٌ ... .

«بحار الانوار، ج 43، ص 220»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: دخترم فاطمه - سلام الله علیها - در روز قیامت در حالی محشور می‌شود که همراه او پیراهنی است خونین که به یکی از ساقهای عرش آویزان است، حضرت زهراء - سلام الله علیها – می‌گوید: ای خداوند عادل میان من و قاتل فرزندم داوری کن. پیامبر - صلّی الله علیه و آله - فرمود: قسم به پروردگار کعبه که خداوند برای دخترم داوری می‌کند.


27. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اذا کانَ یومَ القیامةِ تَقْبَلُ ابنتی فاطمةُ علی ناقةٍ مِنْ‌ نُوَقِ الجنّة مُدَبجَةَ الجَنْبینِ خِطامُها مِنْ لؤلؤِ رَطْبٍ، قَوائِمُها مِنْ الزُّمردِ الاخضرِ، ذَنْبُها مِنْ المِسْک الاَذْفَرِ عَیناها یاقوتتان حمراوان.

«بحار الانوار، ج 43، ص 219»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: زمانی که قیامت فرا رسد، دخترم فاطمه سوار بر شتری از شترهای بهشت می‌آید در حالی که دو پهلوی آن شتر آراسته و نقش و نگار دار است و مهارش از لؤلؤیی نازک، پاهایش از زمرد سبز، دمش از مُشکی تیز بوی و دو چشمش از دو یاقوت قرمز است.


28. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : یا سلمانُ مَنْ احبَّ ابنتی فهو فی الجنةِ معی و مَنْ اَبْغَضها فهو فی النارِ.

«بحار الانوار، ج 27، ص 116»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: ای سلمان هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد در بهشت با من خواهد بود و هر کس او را دشمن بدارد پس او در آتش است.


29. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : یا سلمانُ حُبُّ فاطمةَ یَنْفَعُ فی مائةِ مَوطنٍ ایسَرُ تلکَ المواطنِ: الموتُ و القبرُ و المیزانُ و المحشرُ و الصراطُ و المحاسبةُ.

«بحار الانوار، ج 27، ص 116»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: ای سلمان محبت فاطمه و دوست داشتن او در صد موقف و جایگاه از مواقف قیامت سودمند است، آسان ترین این مواقف: مرگ و قبر و میزان و محشر و (پل) صراط و موقف محاسبه اعمال است.

30. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اِنَّ فاطمةَ لتشفع یومَ القیامةِ فیمن اَحَبَّها و تَولّاها و احبَّ ذُرِّیتها و تولّاهم و یَشْفَعُها الله فیهم و یدْخلُهم الجنةَ بِش‍فاعَتها.

«القطره من بحار مناقب النبی و العترة، ج 2، ص 189»

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا فاطمه در روز قیامت برای کسی که محب و دوست دار او و فرزندانش باشد، شفاعت می‌کند و خداوند شفاعت او را در مورد این افراد می پذیرد ‌و آنها را با شفاعت او وارد بهشت می‌کند.


31. قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اِنَّها اوّلُ مَنْ یَلْحَقُنی مِنْ اهلِ بَیْتی.

«بحار الانوار، ج 43، ص 24»

پیامبراکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا او (فاطمه - سلام الله علیها -) اول کسی از اهل بیت من است که به من ملحق می‌گردد.

32. عن ابی الحسن - علیه السّلام - قال: اِنَّ فاطمةَ - سلام الله علیها - صدیقةٌ شهیدةٌ.

«اصول کافی، ج 1، ص 458»

امام کاظم - علیه السّلام - فرمود: همانا فاطمه - سلام الله علیها - زنی بسیار راستگو بود که به شهادت رسید.


33. عن ابی عبداللهِ الحسین - علیه السلام - : لما قُبِضَتْ فاطمةُ - سلام الله علیها - دفنَها امیرُ المومنین سِراً و عفا علی مَوضِعِ قَبرِها.

«اصول کافی، ج 2، ص 356»

امام حسین - علیه السّلام - فرمود: چون فاطمه - سلام الله علیها - وفات کرد، امیرالمومنین - علیه السّلام - او را پنهانی به خاک سپرد و محل قبرش را ناپدید کرد.


34. عن الامام جعفر بن محمد - علیه السّلام - عن آبائه - علیهم السّلام - قال: لمّا حضرَتْ فاطمةَ الوفاةُ بَکَتْ، فقالَ لها امیرالمؤمنین یا سیدتی ما یبکیکِ ؟ قالتْ: ابکی لِما تَلقی بَعدی.

«بحار الانوار، ج 43، ص 218»

امام صادق - علیه السّلام - از قول پدرانشان - علیهم السّلام - فرمود: زمانی که حضرت فاطمه - سلام الله علیها - در حال احتضار بودند و وفاتشان نزدیک شد، شروع به گریه کردند، امیرالمؤمنین - علیه السّلام - فرمود: ای بانوی من چرا گریه می‌کنی. حضرت زهرا - سلام الله علیها - فرمود: بر آنچه بعد از من (از رنجها و سختی ها) می‌بینی گریه می‌کنم.
منبع: خبرگزاری فارس


 
124 پیامبر
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۸   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

از بین ۱۲۴ هزار پیامبر، چند نفرشان عرب بوده اند؟

از میان صدوبیست و چهار هزار پیامبر، فقط چهار تن از آن ها عرب بوده اند.

به گزارش خبرانلاین به نقل از کتاب بحار الانوار، جلد 74، حدیثی از رسول خدا آمده است که: حضرت محمد مصطفی( سلام خدا بر او باد) به ابوذر غفاری فرمودند: «از میان پیامبران چهار تن، عرب بودند: هود،صالح، شیث و پیامبر تو محمّد»

همچنین در جلد 70 بحار الانوار درباره آخرین پیامبری که وارد بهشت می شود، امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «آخرین پیامبری که وارد بهشت می‏شود؛ سلیمان بن داود علیه السلام است و این به دلیل مال و ثروت و سلطنتی است که در دنیا به او داده شد»


 
کوروش
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٤   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

کوروش فرمانروای خوش نام

کوروش مردی که عموم تاریخ‌نگاران او را «اندیشمند، انسان‌دوست، دادگستر و مهربان» توصیف کرده‌اند در مارس سال 530 پیش از میلاد فوت شد.

وی 11 سال پس از ایجاد دولت واحدی از 3 طایفه مهاجر قوم آرین - پارس، ماد و پارت، شهر بابل (در جنوب غربی بغداد امروز و پایتخت یک امپراتوری به همان نام) را تصرف و در آنجا در اکتبر سال 539 پیش از میلاد ایجاد امپراتوری مشترک‌المنافع ایران را اعلام کرده بود. 

کوروش دوم، معروف به کوروش کبیر (576-529 پیش از میلاد) است. ‏شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهء شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد.

ایرانیان کوروش را پدر یونانیان، که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، ‌او را سرور و قانونگذار می‌‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ‌ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌‌دانستند.

پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد.
دوره قدرت

بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به مادافتاد.دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژی دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی 35 ساله یشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید، اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در 546 پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید.

نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم سارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند

اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید.

نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردم سارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.

درگذشت کوروش

مرگ کوروش نیز چون تولدش به تاریخ تعلق ندارد. هیچ روایت قابل اعتمادی که از چگونگی مرگ کوروش سخن گفته باشد در دست نداریم و لیکن از شواهد چنین پیداست که کوروش در اواخر عمر برای آرام کردن نواحی شرقی کشور که در جریان فتوحاتی که کوروش در مغرب زمین داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسایگان شرقی قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگیده است. بسیاری از مورخین ، علت مرگ کوروش را کشته شدنش در جنگی که با قبیله ی ماساژتها ( یا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند.

سرنوشت جسد کوروش در سرزمین سکاها خود بحثی دیگر دارد. بر اثر حمله ی کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر ، اوضاع پایتخت پریشان شد تا داریوش روی کار آمد و با شورش های داخلی جنگید و همه ی شهرهای مهم یعنی بابل و همدان و پارس و ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد. روایتی بس موثر هست که پس از بیست سال که از مرگ کوروش می گذشت به فرمان داریوش ، جنازه ی کوروش را بدینگونه به پارس نقل کردند.

کوروش دوم، معروف به کوروش کبیر (576-529 پیش از میلاد) است. ‏شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.کوروش نخستین شاه ایران و بنیان‌گذار دورهء شاهنشاهی ایرانیان می‌‌باشد

شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپولیس ( تخت جمشید ) ، داریوش با درباریان تا بیرون شهر به استقبال جنازه کوروش رفتند و جنازه را آوردند. نوزاندگان در پیشاپیش مشایعین جنازه ، آهنگهای غم انگیزی می نواختند ، پشت سر آنان پیلان و شتران سپاه و سپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه می پیمودند ، در این جمع سرداران پیری که در جنگهای کوروش شرکت داشته بودند نیز حرکت می کردند. پشت سر آنان گردونه ی باشکوه سلطنتی کوروش که دارای چهار مال بند بود و هشت اسب سپید با دهانه یراق طلا بدان بسته بودند پیش می آمدند.


جسد بر روی این ردونه قرار داشت. محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حرکت می کردند. سرودهای خاص خورشید و بهرام می خواندند و هر چند قدم یک بار می ایستادند و بخور می سوزاندند.

همین که نزدیک شهر رسیدند داریوش ایستاد و مشایعین را امر به توقف داد و خود با چهره ای اندوهناک ،‌ آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه ی حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گردیده بود. به فرمان داریوش دروازه های قصر شاهی ( تخت جمشید ) را گشودند و جنازه را به قصر خاص بردند. تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابر پیکر کوروش می گذشتند و تاجهای گل نثار می کردند و موبدان سرودهای مذهبی می خواندند.

روز سوم که اشعه ی زرین آفتاب بر برج و باروهای کاخ باعظمت هخامنشی تابید ، با همان تشریفات جنازه را به طرف پاسارگاد – شهری که مورد علاقه ی خاص کوروش بود - حرکت دادند. بسیاری از مردم دهات و قبایل پارسی برای شرکت در این مراسم سوگواری بر سر راهها آمده بودند و گل و عود نثار می کردند.

به اصرار داریوش ، مشایعین پس از اجرای مراسم مذهبی همگی بازگشتند و تنها چند موبد برای اجرای مراسم مذهبی باقی ماندند.


بخش تاریخ ایران و جهان تبیان


/strong


 
حضرت آدم
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٤   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

حضرت آدم (ع) چند سال عمر کرد؟


پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند.

وصیت های آدم قبل از فوت!

به سند معتبر از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که: آدم (ع) دستور داد تا تابوتی ساختند و علم خود و اسماء و وصیتش را در آن نهاد و به حضرت شیث سپرد و گفت: هرگاه من مردم، مرا غسل بده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا در قبر قرار بده و چون نزدیک وفات تو شد و آن حالت را در خود یافتی یکی از بهترین پسران خود را انتخاب کن پس آنچه را من به تو وصیت کردم به او وصیت کن تا در حق تو انجام دهد و زمین را هیچ گاه بی خلیفه و جانشین قرار مدهید.

چرا جبرئیل بر آدم (ع) نماز نخواند؟

از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: چون حضرت آدم (ع) فوت شد و وقت نماز بر آن حضرت شد، هبه الله (شیث) به جبرئیل گفت: پیش رو ای فرستاده ی خدا و نماز بخوان بر پیغمبر خدا. سپس جبرئیل گفت: خدا ما را امر کرد که پدر تو را سجده کنیم، پس ما پیشی و سبقت نمی گیریم بر نیکان و فرزندان او، و تو از نیکوکارترین های آنان هستی.

پس شیث در جلو ایستاد و پنج تکبیر گفت بر آدم (ع)، به تعداد نمازهایی که خداوند بر امت اسلامی واجب گردانیده است، و این سنتی ماندگار شد در میان فرزندان آدم (ع) تا روز قیامت.

علت گذاشتن 2 ترکه در کفن میت!

از حضرت محمد (ص) نقل شده است که وفات حضرت آدم (ع) در روز جمعه بوده است و همچنین اکابر علمای اسلام روایت کرده اند که: چون خداوند آدم (ع) را از جنت المأوی بر زمین فرستاد، از جدایی بهشت وحشت زده گردید، پس از خداوند درخواست نمود تا او را انس دهد به درختی از درختان بهشت، پس خداوند به سوی او درخت خرمایی فرستاد که مونس او بود. چون وقت وفات حضرت آدم (ع) فرارسید به فرزندان خود گفت: من به آن درخت در حیات خود انس گرفته ام و امید دارم که بعد از وفات نیز مونس من باشد. پس چون بمردم ترکه ای از آن جدا کنید و دو نیم کنید و هر دو را در کفن من بگذارید. پس فرزندان آدم (ع) چنین کردند و پیغمبران بعد نیز از این کار متابعت نمودند و این کار در عهد جاهلیت به فراموشی سپرده شد ولی با ظهور حضرت محمد (ص) ایشان آن را احیا کردند و سنتی در بین مردم گردید.

مکان دفن حضرت آدم (ع)

درباره ی مکان دفن حضرت آدم (ع) سید بن طاووس نقل کرده است که: در صحف ادریس خوانده ام که آدم (ع) ده روز بیماری تب را تحمل کردند و سرانجام وفات نمودند و روز وفات ایشان جمعه یازدهم محرم بود و در غاری که در کوه ابوقیس رو به مکه بود مدفون شدند. همچنین عامه و خاصه از وهب بن منبه روایت کرده اند که: شیث، آدم (ع) را در غاری که در کوه ابوقیس است که آن را «غار اکنز» می گویند، دفن نموده است...

فوت حوا یک سال بعد از آدم (ع)

با توجه به روایات موجود درباره ی طول عمر حضرت آدم (ع) سال هایی تا حدودی نزدیک به هم ذکر شده است به نحوی که به سند معتبر از حضرت صادق (ع) آمده است که: حضرت رسول (ص) فرموده اند؛ عمر شریف آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است و سیدبن طاووس گفته است که: در سفر سوم تورات یافتم که عمر حضرت آدم (ع) نهصد و سی سال بوده است، و محمدبن خالد برقی در کتاب بدا از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که: عمر آدم نهصد و سی سال بوده است.

همچنین سید بن طاووس در نقلی دیگر می گوید: در صحف ادریس خوانده ام که عمر حضرت آدم (ع) از روزی که روح در او دمیدند تا وفات هزار و سی سال بوده و حوا بعد از او یک سال و پانزده روز بیمار بود و پس از آن فوت نمود و در کنار قبر حضرت آدم (ع) مدفون شد.

منابع:

1- مجلسی، محمدباقر. تاریخ پیامبران، قم: سرور.

2- مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، جلد 11.

3- محمدبن طاووس. سعد السعود، قم: منشورات الرضی.

4- راوندی، قطب الدین. قصص الانبیاء، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه.

5- شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، تهران: دارالکتب الاسلامیه، جلد 1.

6- محمدبن مسعود بن عیاش. تفسیر عیاشی، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، جلد 1.

br /


 
معراج پیامبر اسلام
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

معراج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
جبرئیل به محمد پیامبر در شب معراج جهنم را نشان می‌دهد که در آن شیطانی سبز رنگ نگاهبان زنانی است که در نتیجه دروغ گفتن به شوهرانشان و خارج شدن از خانه بدون اجازه آنان، با قلابهایی از زبان آویزان شده و در میان شعله‌های آتش میسوزند و بدین‌سان عذاب می‌بینند. (نگاره ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی)

مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبد الله پیامبر خود از مسجد الحرام به مسجدالاقصی[۱] و عروج جسمانی او از مسجد الاقصی به آسمان اعتقاد دارند و این واقعه را معراج می‌نامند. همچنین در ادیان دیگر نیز وقایع مشابه (عروج به آسمان) گزارش شده است، مانند: اشعیا نبی در یهودیت، پولس رسول در مسیحیت و کرتیر موبد و ارداویراف در زرتشتی.

 

حدیث معراج

طباطبائی در تفسیر المیزان در مورد آیه اول سوره اسراء براساس سخنی از جعفر بن محمد به نقل از محمد، چنین به تشریح معراج می‌پردازد:

سوارشدن بر بُراق

 
معراج (سفر شبانه) محمد به آسمان‌ها، سوار بر مرکب بُراق، در صفحه‌ای از یک نسخهٔ بوستان سعدی متعلق به سال ۱۵۱۴ میلادی (نقاش: نامعلوم، خوشنویس: سلطان محمد نورالله).

جبرئیل و میکائیل و اسرافیل به منظور سفر محمد به آسمان مرکبی موسوم به براق را برای او آوردند، یکی مهار آن را گرفت و دیگری رکابش را و سومی جامه محمد را در هنگام سوار شدن مرتب کرد، در این موقع براق بنای چموشی گذاشت که جبرئیل او را لطمه‌ای زد و گفت: آرام باش اى براق، قبل از این پیامبر، هیچ پیامبرى سوار تو نشده، و بعد از این هم کسى همانند او، سوارت نخواهد شد. و سپس با براق معراج آغاز شد.

منادی از چپ و راست و ندای زنی با دستان برهنه

سپس منادی از چپ و منادی از راست و زنی با دست و ساعد برهنه محمد را به خود می خوانند ولی وی به هیچ یک توجه نمی‌کند.

توقف و نماز در طور سینا، بیت‌الحم و سپس بیت‌المقدس

سپس محمد در طور سینا محل سخن گفتن خدا با موسی و بیت الحم محل تولد عیسی توقف کرده و نماز می خواند، و سپس به بیت المقدس می‌رود. در آنجا به ابراهیم خلیل و موسی و عیسی در میان عده‌ای زیاد از انبیاء برخورد می‌کند که همگی مهیای نماز بودند و جبرئیل بازوی محمد را گرفته و جلو برده و بر آنان امامت کرده نماز می گزارند.

پیشنهاد آب و شراب و شیر به وی و تأویل آن‌ها

جبرئیل پیش محمد رفته، و سه ظرفِ آب، شراب و شیر به وی تعارف می‌کند و محمد شیر را انتخاب می‌کند. جبرئیل می‌گوید هدایت شدی و امتت نیز هدایت شد، و محمد می شنود که کسی می‌گفت اگر آب را انتخاب می‌کرد، غرق می‌شد و امتش نیز غرق می‌شد و اگر شراب را انتخاب می‌کرد، هم خودش و هم امتش گمراه می‌شدند. سپس جبرئیل می‌گوید اگر به منادی سمت راست پاسخ می‌دادی، امتت بعد از خودت به یهودی‏گری می‏گرائیدند و اگربه منادی سمت چپ پاسخ میدادی امتت پس از خودت مسیحی می‏شدند و اگر به زن با دستان برهنه که نشانه دنیا بود پاسخ می‌گفتی، امتت دنیا را بر آخرت ترجیح می‏دادند.

صعود به آسمان دنیا (آسمان اول)

سپس محمد با جبرئیل بالا می‌روند تا به آسمان دنیا صعود می‌کنند، در آنجا فرشته‌ای به نام اسماعیل که مسئول دفع شیاطین با شهاب است را ملاقات می‌کنند. و پس از معارفه محمد به وی توسط جبرئیل اجازه صعود توسط فرشته صادر می‌شود و فرشته در را باز می‌کند، محمد به او سلام می‌کند او نیز به محمد سلام می‌کرد و برای یکدیگر استغفار می‌کنند.

آسمان دوم

 
محمد سوار بر براق به همراه جبرئیل در شب معراج جهنم را می‌بیند که در صحنی از آن شیطانی سرخ، نگاهبان زنانی است که به دروغ، فرزندان حرامزاده‌شان را به شوهرانشان منتسب نموده‌اند و برای عذاب دیدن با قلابهایی از سینه آویزان شده و در میان شعله‌های آتش می‌سوزند. (نگاره ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی)

محمد پس از ورود به آسمان دوم همه فرشتگان را خوش و خندان می‌یابد، جز یک فرشته بسیار بزرگ را که دائم غضبناک بود. که جبرئیل وی را خازن و مالک جهنم معرفی می‌کند. محمد درخواست می‌کند که آتش دوزخ را به وی نشان دهند. که او پرده از آتش بر می‌گیرد و زبانه‌ای از آتش به آسمان می‌رود که محمد گمان می‌کند او را در بر خواهد گرفت، و سپس پرده را بر می گرداند. سپس مردی گندم‌گون و فربه می بیند و متوجه می‌شود وی آدم ابوالبشر است، وسپس به آدم سلام می‌کند و آدم هم به وی سلام می‌کند و برای یکدیگر استغفار می‌کنند و آدم او را تهنیت گفته به پیش می‌روند. سپس ملک موت، عزرائیل را می بینند و عزرائیل؛ محمد را مژده می‌دهد که تمامی خیرات را می‏بینم که در امت تو جمع شده‏. سپس فرشتگانی را می بیند که هر یک دعایی می‌کنند از جمله فرشته‌ای که دعا می‌کند:«بار الها اى خدایى که میان آتش و آب را سازگارى دادى میان دلهاى بندگان با ایمانت الفت قرار ده‏» یا دیگری که دعا می‌کند: «پروردگارا به هر کسى که انفاق مى‏کند خلف و جایگزینى عطا کن و به هر کسى که از انفاق دریغ مى‏ورزد تلف و کمبودى ده.» سپس برخی از اهل جهنم شامل حرام خواران و سخن‌چینان و مسخره‌کنندگانند، آنان که نماز را سبک بشمارند و کسانى که اموال یتیمان را به ظلم مى‏خورند، ربا خواران و آل فرعون و زنان بدکاره برخورد می‌کنند و سپس فرشتگانی با اندامهای عجیب و غیر متعارف که همه تسبیح خدا می‌کنند می بینند. سپس به آسمان دوم صعود می‌کنند و عیسی و یحیی را که جبرئیل آنها را دو پسر خاله‌های وی معرفی می‌کند ملاقات کرده با یکدیگر سلام کرده و برای یکدیگر استغفار می‌کنند.

آسمان سوم

در آسمان سوم مرد بسیار زیبایی را می بیند که جبرئیل او را یوسف معرفی می‌کند.و با یکدیگر سلام کرده و برای یکدیگر استغفار می‌کنند و یوسف مثل همه انبیاء دیگر می‌گوید: «مرحبا به پیغمبر صالح و برادر صالح و مبعوث در زمان صالح.»

آسمان چهارم

در آسمان چهارم ادریس که خدا او را به مقام رفیع مرتبت داده می بیند و با او مثل دیگران تهنیت می‌گوید.

آسمان پنجم

در آسمان پنجم محمد مردی سالخورده و بزرگ چشم می بیند که هرگز پیر مردی به آن عظمت ندیده است، و نزد او جمع کثیری از امتش بودند که از کثرت ایشان تعجب می‌کند و جبرئیل او را، پیغمبری که امتش دوستش می‏داشتند، هارون پسر عمران‏، معرفی می‌کند.

آسمان ششم

در آسما ن ششم، مردی بلند بالا و گندم‌گون می بیند که موی بدنش زیاد بود، شنیدکه می‏گوید: «بنى اسرائیل گمان کردند که من محترم‌ترین فرزندان آدم نزد پروردگار هستم و حال آنکه این مرد گرامى‏تر از من است» و جبرئیل او را موسى بن عمران معرفی می‌کند و بار دیگر با وی مثل دیگران تهنیت می‌گوید.

آسمان هفتم

در آسمان هفتم، مردی که سر و ریشش جو گندمی، و بر کرسی نشسته بود می بیند و از جبرئیل می پرسد این کیست که تا آسمان هفتم بالا آمده و کنار بیت المعمور در جوار پروردگار عالم مقام گرفته؟ و او جواب می‌دهد، ای محمد این پدر تو ابراهیم است در اینجا محل تو و منزل پرهیزکاران از امت تو است‏. و سپس آیه ۶۸ آل عمران را تلاوت می‌کند. و ابراهیم محمد و امتش را به خیر بشارت می‌دهد. و سپس بهشت را به محمد نشان می‌دهند. بعد جبرئیل می ایستد و محمد پس از گذر از تاریکی و روشنایی در پرده ای با خدا قرار می گیرد.

بازگشت

 
یک مینیاتور ایرانی که در آن شرح معراج محمد ذکر شده‌است.

در مراجعت در بیت المقدس فرود آمد و راه مکه را پی گرفت. او در میان راه به کاروان بازرگانی قریش برخورد و در حالیکه آنان شتری را گم کرده بودند و به دنیال آن می‌گشتند، از ظرف آبی که آنجا بود مقداری آب خورد و باقی آن را بر روی زمین ریخت. بنا به روایتی سرپوشی بروی آن گذاشت. تا پیش از طلوع خورشید در خانهٔ «ام‌هانی» فرود آمد و برای نخستین بار راز خود را به نزد او بازگفت. در روز همان شب محمد در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت. داستان معراج که در میان قریش امری محال بود در تمام مراکز دهن به دهن گشت و موجبات نگرانی سران قریش را پیش آورد.[۲] قریش نیز چون همیشه به تکذیب او پرداخت و در تایید این ادعا گفتند: «کسانی در مکه هستند که بیت المقدس را دیده‌اند، اگر راست می‌گویی ویژگی‌های ساختمان بیت المقدس را تشریح کن.» بر پایهٔ روایات محمد نیز به تشریح خصوصیات ساختمان بیت‌المقدس پرداخت و حتی حوادثی را که در میان مکه و بیت المقدس بر او گذشته بود بازگو کرد و گفت: «در میان راه به کاروان فلان قبیله برخورد نمودم و شتری از آن‌ها گم شده بود و در میان اثاثیهٔ آن‌ها ظرفی پر از آب بود و من از آن نوشیدم و سپس آن را پوشانیدم[۳] و در نقطه‌ای به گروهی برخوردم که شتری از آن‌ها رمیده و دست آن شکسته بود.»[۴] قریش پرسیدند: از کاروان قریش خبر ده. محمد گفت آن‌ها را در «تنعیم» (ابتدای حرم است) دیدم و شتر خاکستری رنگی در پیشاپیش آن‌ها حرکت می‌کرد، و کجاوه‌ای روی آن گذارده بودند و کاکنون وارد شهر مکه می‌شوند. قریش که از صدق خبر او نگران و سخت عصبانی شده بودند، گفتند اکنون صدق و کذب گفتار تو بر ما روشن می‌شود. چیزی نگذشت که طلائع کاروان وارد شهر شد و «ابوسفیان» و مسافران جزئیات گزارش‌های محمد را تصدیق کردند.[۵][۶]

 

/p∓p style=∓

div class=laquo;کسانی در مکه هستند که


 
کشف اهرام در سودان
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢۱   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

اهرام 2 هزار ساله در سودان کشف شد

باستان‌شناسان موفق به کشف 35 هرم باستانی کوچک در بیابان سودان شدند که قدمتی نزدیک به 2 هزار سال داشتند.

 به نقل از راشا تودی، باستان‌شناسان اعلام کردند، اهرام کشف شده متعلق به دوره پادشاهی «کوش» بوده که مرز مشترکی با مصر و سپس با امپراتوری روم داشته و در سودان امروزی بوده است.

کارشناسان اعلام کردند، نحوه معماری اهرام نشان می‌دهد که معماران مصری در ساخت این بناها نفوذ داشتند.

سرپرست تیم اکتشاف گفت: تراکم و چگالی اهرام بسیار زیاد است زیرا صدها سال طول کشید تا ساخته شوند و پس از قرن‌ها فضاهای خالی میان اهرام کاملا پر شدند.

باستان‌شناسان اعلام کردند بزرگترین هرم کشف شده در این منطقه در حدود 7 متر عرض داشته و کوچکترین آن نیز که مقبره یک کودک بوده در حدود 75 سانتی‌متر طول داشته است.

نخستین آثار مربوط به این اهرام در سال 2009 به دست آمد و در سال جاری میلادی این مجموعه در محدوده‌‌ای به مساحت 500 متر مربع کشف شد.(میراث آریا)

   جام وجم آنلاین

 
ده مقصد گردشگری ترکیه
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٠   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

 برترین ها:  ترکیه پر از مقصدهای گردشگری برای توریست های دنیا است. از گنبد و مناره های استانبول گرفته تا ویرانه های رومی در کرانه های غربی و جنوبی، از سواحل آنتالیا و گردشگاه های مدیترانه ای تا کوه های مه آلود دریای سیاه شرقی. با این همه مقصد گردشگری، دقیقاً نمی توان به ده مورد برتر اشاره کرد، ولی می توانید با این ده مقصد زیر شروع کنید.

 

1. آمفی تئاتر آسپندوس

آمفی تئاتر Aspendos یکی از حفاظت شده ترین تئاترهای باستانی عهد باستان است. این آمفی تئاتر در سال 155 بعد از میلاد و در عصر حکمرانی امپراتور رومی، مارکوس اورلیوس ساخته شد و ظرفیت تماشگران آن 15000 تا 20000 نفر است. چون بعدها از این تئاتر به عنوان کاروانسرا استفاده شد، مرتباً مرمت و حفاظت شد. بنابراین آمفی تئاتر آسپندوس بدون از دست دادن ویژگی های اصلی اش، تا به امروز باقی مانده است.





2. ساحل پاتارا

این ساحل یکی از طولانی ترین سواحل شنی مدیترانه است که هیچ ساختمانی به جز یک کافی شاپ در امتداد آن دیده نمی شود. یک گونه در حال انقراض لاک پشت سرگنده در این منطقه تولیدمثل می کند. دهکده مجاور پاتارا زادگاه سنت نیکولاس، اسقف بیزانسی قرن چهاردهم بود که بعدها به افسانه بابانوئل بدل شد.





3. پاموک کاله

پاموک کاله که در زبان ترکی به معنای قصر پنبه ای است، چشم اندازی غیرواقعی در غرب ترکیه است که به خاطر شیب های پلکانی سفیدش معروف است. این شیب های پلکانی از ماده تراورتن هستند. تراورتن یک سنگ رسوبی است که از آب های معدنی چشمه های آب داغ رسوب می کند. انسان ها طی هزاران سال گذشته در این آب ها شنا کرده اند. شهر باستانی یونانی هیراپولیس توسط پادشاهان پرگامون بر روی چشمه های آب داغ ساخته شده است. ویرانه های حمام ها، معابد و بناهای تاریخی را می توان در این مکان مشاهده کرد.





4. بدروم

این شهر با سواحل شنی و خیابان های پر از فروشگاه و رستوران های با کلاسش، سالهاست که گردشگاه محبوب توریست ها در ترکیه است. نام باستانی آن هالی کارناسوس است و یکی از عجایب هفت گانه عهد باستان بوده است. متأسفانه چند زلزله موجب تخریب بناهای تاریخی آن شدند، ولی جاذبه های تاریخی دیگر آن مثل قلعه بدروم که توسط مبارزین جنگ های صلیبی در قرن پانزدهم ساخته شده بود، هنوز در این شهر دیده می شود. این قلعه به روی لنگرگاه داخلی بدروم اشراف دارد که با قایق های میلیون دلاری پر شده است.





5. کوه نمرود

این کوه 2134 متر ارتفاع دارد و در جنوب شرقی ترکیه و در نزدیکی شهر آدی یامان واقع شده است. در سال 62 قبل از میلاد، شاه آنتیوکوس اول، یک مقبره با مجسمه های عظیمی از خود، دو شیر، دو عقاب و خدایان یونانی و ایرانی مختلف در قله این کوه ساخت. از زمان ساخت این مقبره، سر این مجسمه ها از بالای کوه به پایین غلتیده و در این مکان پراکنده شده اند. قله کوه نمرود نمای زیبایی از کوه های اطراف می دهد. جاذبه اصلی این مکان، تماشای طلوع خورشید از سمت شرقی کوه است که به سر این مجسمه ها سایه رنگ نارنجی می دهد و به حس اسرارآمیز این مکان می افزاید.





6. اولودنیز

دهکده توریستی اولودنیز در ساحل جنوب غربی دریای اژه واقع شده است. در دهانه این شهر که یک تالاب آبی رنگ است، خلیج شنی دنجی وجود دارد. این ساحل به خاطر رنگ های آبی آن معروف است و یکی از مناسب ترین ساحل های مدیترانه برای عکاسی است. اولودنیز به خاطر چشم اندازهای پانورامیک منحصر بفردش برای پاراگلایدر در دنیا معروف شده است.




7. مسجد آبی

مسجد آبی یا مسجد سلطان احمد در استانبول با شش مناره و معماری کاملش از نمای بیرونی بسیار تأثیرگذار است. در حالیکه هنوز هم به عنوان مسجد از آن استفاده می شود، یکی از محبوب ترین جاذبه های توریستی در استانبول است. این مسجد بین سال های 1609 و 1616 ساخته شد و مانند بسیاری از مسجدهای دیگر، مقبره سازنده اش در داخل آن قرار دارد. در داخل، سقف بلند آن با 20 هزار کاشی آبی و با طرح های گوناگون تزئین شده است که وجه تسمیه این مسجد به خاطر رنگ های آبی زیبای کاشی های آن است.





8. کتابخانه سلسوس

ویرانه های اِفِسوس یکی از محبوب ترین جاذبه های گردشگری در ساحل غربی ترکیه هستند. شهر افسوس به خاطر معبد آرتمیس، یکی از عجایب هفتگانه عهد باستان معروف بود، که توسط یک شورشی و به دستور اسقف اعظم قسطنطنیه در سال 401 بعد از میلاد تخریب شد. هنوز هم بعضی از قسمت های ساختمان آن را می توان دید، از جمله تئاتر بزرگ و کتابخانه سلسوس. این کتابخانه حدود سال 125 بعد از میلاد ساخته شد و 12 هزار طومار در آن نگهداری می شد و همچنین مقبره سلسوس، فرماندار آسیا بود. نمای این کتابخانه در دهه هفتاد به دقت بازسازی شد و از ویرانه های اولیه به حالت شکوهمند امروزی رسید.





9. دودکش های پریان گورمه

کاپادوکیا به خاطر صخره های طبیعی عجیب و شگفت انگیز و میراث تاریخی منحصر بفرد خود معروف است. یکی از بهترین مکان ها برای دیدن این صخره های عجیب، روستای گورمه است که در میان مخروط های خاکسترهای آتشفشانی واقع شده است که به این مخروط ها، دودکش های پریان اطلاق می شود. این دودکش ها به علت فرسایش بادی و آبی دو لایه آتشفشانی مختلف به وجود آمده اند: یک لایه کلفت از سنگ توف (خاکستر آتشفشانی جامد) با لایه ای نازکتر از بازالت که نسبت به فرسایش مقاومتر است. چون کنده کاری در سنگ توف آسان است، بسیاری از این دودکش ها در کاپادوکیا در طی قرن ها توخالی شده اند. زیرا در داخل آنها خانه، کلیسا و انبار ساخته می شد.





10. ایاصوفیه

ایاصوفیه واقع در استانبول در اصل یک کاخ پادشاهی بوده است که در قرن ششم برای امپراتور روم شرقی، جاستینیان اول، ساخته شد. این شاهکار مهندسی رومی، با گنبد عظیمش (به قطر 31 متر یا 102 فوت) فضایی را می پوشاند که تا بیش از 1000 سال بزرگترین فضای بسته دنیا بود. این کلیسا در سال 1204 در جنگ صلیبی چهارم به تاراج رفت و در قرن پانزدهم وقتیکه عثمانی ها شهر را فتح کردند، تبدیل به مسجد شد. ایاصوفیه در سال 1935 تبدیل به موزه شد و حالا یکی از جاذبه های اصلی ترکیه است. 

 
نخستین قبر ستان مسلمانان
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٦   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

نخستین قبرستان‌مسلمانان در ایران

سفید چاه عنوان نخستین قبرستان مسلمانان در ایران اسلامی است که در شرقی‌ترین نقطه استان مازندران و در شهر گلوگاه واقع شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در ساری، شرقی‌ترین نقطه استان مازندران و در شهر گلوگاه قبرستانی با سنگ‌های عمودی خاکستری و حکاکی های عجیب، عنوان اولین قبرستان مسلمانان ایران را با خود یدک می‌کشد.

این قبرستان با قدمتی بیش از هزار و 200 سال، با نقش‌های عجیب‌تر روی سنگ‌هایش در روستایی به نام‌«سفیدچاه» در جاده ارتباطی شهر گلوگاه در شرقی‌ترین نقطه استان مازندران قرار دارد.

قبر «ملک بادله» که روزگاری حاکم شمال ایران بود در این گورستان قرار دارد؛ اما کمتر کسی به سنگ‌های فرو رفته این والی در خاک این قبرستان اعتنا می‌کند.

سفیدچاه که به روایت قبر حاج جرجیس سفیدجاهی، «سفیدجا» و در روایت‌های دیگر اسپ چاه، اسپ تن و روبار نامیده شده، در دره‌ای میان کوه‌های منطقه هزارجریب از رشته‌کوه البرز قرار دارد.

مردم این روستا معتقدند خاک این گورستان شباهت عجیبی با خاک قبرستان وادی‌السلام دارد و می تواند اجساد دفن شده را تا چندین سال سالم حفظ کند.

یکی از زیبایی‌های این قبرستان که شهرتی جهانی به آن بخشیده، نقوش به کار رفته در سنگ قبرها است؛ سنگ قبرها در هر منطقه و کشوری تحت تأثیر معماری و فرهنگ آن منطقه و کشور است مثلا سنگ قبرهای اسپانیا و افریقا دارای قوس‌های هلالی نعل اسبی است که خاص معماری این مناطق است و در جهان اسلام نیز سنگ قبرها دارای اشکال متنوعی است که نمایانگر معماری هر منطقه است.

نکته جالب توجه در طراحی این نقوش آن است که نقش‌های قبور ارتباط مستقیمی با شغل اموات داشت؛ اما پس از مرگ آخرین بازمانده‌ سنگ‌تراشان و حکاکان روستای «مصیب‌محله» که در نزدیکی روستای سفیدچاه واقع است، عمر حکاکی روی سنگ‌ها به ویژه سنگ‌های سیاه به پایان رسید.

از ویژگی‌های متفاوت این گورستان، قرار داشتن سنگ قبرها به حالت عمودی است و برای نشان دادن این‌که هر کدام از مردگان چه شغلی داشته‌اند، ابزار و ادوات شغلی افراد بر روی سنگ‌ها حک شده و حتی برای آن‌که مشخص شود در این قبور زن یا مرد به خاک سپرده شده است نمادهایی وجود دارد.

با توجه به قدمت سنگ مزارهای این گورستان به نظر می رسد اساس تأسیس این گورستان به زمان خاکسپاری سادات میرعمادی، سادات مرعشی و دیگر پادشاهان محلی باز می‌گردد.

در گورستان سفید چاه، سنگ مزارها محرابی و صندوقی هستند که هر دو شکل در ایران دارای پیشینه معماری است؛ طرح محراب که اصلاً طرحی متعلق به دوران «میترایسم» است پس از اسلام، از سده چهارم هجری به بعد بر سنگ مزارها حکاکی شد.

محراب مکانی است که چه پیش از اسلام و چه پس از آن، دریچه ای رو به سوی خدا و حقیقت هستی تلقی می شده و کندن تصویر آن بر سنگ قبرها بی‌ربط نیست.

در سنگ قبرهای محرابی گورستان تاریخی سفید چاه، از نقوش تزیینی به ویژه اسلیمی و هندسی به صورت متقارن، در همه سطوح استفاده شده است و از نظر تنوع به سه دسته تقسیم می شود؛ نقوش اسلیمی، نقش هندسی و نقوش نمادین یا سمبولیک.

سنگ مزارهای سده دهم و یازدهم افزون بر تزیینات اسلیمی که به طور کامل به صورت متقارن انجام شده از نقوش هندسی نیز برخوردار است و با ظرافت و زیبایی دایره‌های تزیینی و گل‌های چند پر که نماد گردونه خورشید است بر آنها حجاری شده‌اند.

قاب بندی حاشیه، پیشانی، طرح طاق نمای سنگ مزارها و نیز شیوه کتیبه نگارهای سده نهم با سده دهم و یازدهم کاملاً متفاوت است و سنگ مزارهای سده سیزدهم و چهاردهم نیز از نظر تزیینات سمبولیک ابزار کار که نشانگر پیشینه متوفی است، از سنگ قبرهای سده‌های پیشین متمایز است.

 در برخی سنگ قبرها افزون بر نقوش هندسی از عناصر نمادین دیگری مانند آینه، سرو، دو کبوتر، انار و گل انار، خوشید و چلیپا  استفاده شده که در ادبیات، عرفان و فلسفه شرق، مفاهیم معنوی پیچیده‌ای دارند.

آینه نماد خود بازبینی و ابزار معرفت حق، سرو نماد جاودانگی و فناناپذیری روح، خورشید نماد خود آگاهی و نور حق، دو کبوتر نمایانگر پیک و قاصد است.

ملک حسن بن خوان زاده، عزالدین بن انزالی، ملک شمس ابن ملک حسن میرشاه، محمد بن حسن میرشاه، قربان بن حسین بن میرشاه، شمس الدین بن خواج میرشاه از سادات مرعشی که حاکمان سده هشتم تا یازدهم بخشی از مازندران بودند و فرزندان و نوادگان میرشاه بن میرعبدالکریم، از شخصیت های سیاسی و اجتماعی مهم محلی بودند که در این گورستان به خاک سپرده شده اند.

یکی از موارد مهمی که در طول سالیان اخیر مورد توجه و پرسش محققات قرار داشت اساس شکل‌گیری این گورستان عظیم بود.

یک کارشناس باستان‌شناسی گفت: بخش یانه‌سر جزیی از منطقه کوهستانی هزارجریب بهشهر است که خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی پس از پیروزی در جنگ «هیاطله» با کمک اولاد سوخرا ولایات متعددی از جمله هزارجریب را به «قارن»‌ پسر «سوخرا» داد و برای نظم طبرستان نواحی یارکوه (هزارجریب) را به باوندیان سپرد.

شهربانو وفایی، کارشناس باستان شناسی، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، افزود: به جهت مجاورت پایتخت اشکانیان، شهر صددروازه (دامغان) با منطقه کوهستانی هزارجریب این منطقه مورد توجه شاهان اشکانی بوده است.

وی اظهار داشت: اسپهبد شهریار یکم از دودمان باوندیان با حکومت مازیار بن ‌قارن در هزارجریب مخالفت کرد و قسمت‌هایی از قلمرو پدر مازیار را به تصرف درآورد و بعد از مرگ اسپهبد مازیار از سوی مأمون به حکومت نواحی کوهستانی به عنوان نایب‌الخلیفه منصوب شد.

این کارشناس باستان شناسی خاطرنشان کرد: از حوادث مهم هزارجریب بعد از مازیار، حمله حسن‌بن‌زید به کوهستان هزارجریب و جنگ با اسپهبد قارن ‌شهریار باوندی بود چرا که مهم‌ترین سلسله حکومتی هزارجریب خاندان باوندیان یا آل‌باوند بودند که به مدت 844 سال در طبرستان حکومت کردند.

وی یادآور شد: در مرکز روستای سفیدچاه مرقد مطهر امام‌زادگان منصور، ابراهیم و رحمان از اولاد امام‌ موسی کاظم(ع) قرار دارد که اساس سابقه شکل‌گیری گورستان است و با توجه به سنگ‌مزارهای قرن هشتم و نهم مربوط به حضور سادات میرعمادی و مرعشی، قدیمی‌ترین سنگ‌مزار به دست آمده در گورستان سفیدچاه مربوط به سال 830 هجری است که در واقع 55 سال از صندوق مزار امام‌زادگان سفیدچاه قدیمی‌تر است.

گفتنی است، این آثار تاریخی ماندگار تنها گوشه‌ای از تمدن کهن سرزمین علویان است که می‌تواند زمینه ای برای توسعه و تقویت توریسم مذهبی در استان را فراهم کند.

 

 

 

 

/strongp style=

strong


 
نماد فضیلت
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی
امام حسن عسکری(ع) نماد فضیلت‏ها
به مناسبت ولادت آن 
بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه‌ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می‌چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره‌ها می‌جستند
 
باز هم به یاد مردی از دودمان رسالت سخن می‌گوییم که نور امامت را بر دلها و دیده های شیعه می‌افشاند. نامش رمز نیکوییها و زیباییها است و یادش الهام بخش عفاف و فضیلت. وقتی در کوچه پس کوچه‌های تاریخ می‌گردیم و اعماق تاریخ را می‌کاویم، به گوهرهای درخشانی بر می‌خوریم که فخر بشریتند و به بودن و زیستن، معنی می‌بخشند. 
امام حسن عسکری یازدهمین پیشوای شیعیان، در سال 232 هجری قمری چشم به جهان گشودند پدر ایشان امام دهم حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حَدَیث است که برخی او را بنام سوسن و برخی به نام سلیل می نامند. 
وی در پرورش فرزندش نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد 

از مشهورترین القاب آن حضرت نقی و ذکی و کنیه اش ابومحمد است. 22سال از عمر شریفشان می گذشت که بعد ازشهادت پدر ارجمند شان به امامت رسیدند. 

دوران امامت 
طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند . وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند ، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام ، وی زاهدترین و داناترین مردم روزگار است . پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص ) و جریانهای شیعی بودند ، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت " . " نیز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی ، این همه سختی را تحمل می کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمی کرد " . اینکه گفتیم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند ، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی ، آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای گذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد . 
ویژگی های شخصیتی امام علیه السلام 
امام حسن عسکری علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی های مثبت شخصیتی زبانزد عام وخاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ویژگی های شخصیتی ایشان به شمار می‌آید. آن بزرگوار به همه انسانها عشق می‌ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می‌کرد. بدین جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ می‌کرد و چون پناهی مطمئن برای بی پناهان و امید ناامیدان بود. امام حسن عسگری علیه السلام در سختیها یاور شیعیان بود و در عبور از گذرگاه های سخت و پرپیچ وخم، هم چون چراغی روشنگر راه. 
نمودار خلوص و پاکی 
امام حسن عسگری علیه السلام سرچشمه ایمان و جلوه ای از نور الهی بود. در سیمای تابناکش نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکی موج می‌زد. پیشوای یازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسیار اهمیت می‌داد، به طوری که هیچ گاه آن را ترک نمی‌کرد. همین که پاسی از شب می‌گذشت از خواب بر می‌خاست، وضو می‌گرفت، و به راز و نیاز با پروردگار متعال می‌پرداخت. 

صداقت کلام و صفای باطن امام علیه السلام 
امام حسن عسکری علیه السلام با وجود پربرکتش، زندگی را با تمام زیبایی‌ها معنا می‌کرد. صفای باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلبها گرمی می‌بخشید و نیروی پایداری و مقاومت می‌داد. آن روزها، با وجود امام عسکری علیه السلام، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسیمی زندگی بخش بدل می‌شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینان بخش او به کنار می‌رفت. آرامش و استواری او قلبها را آرام می‌کرد و بر زخم های دیرینه شیعیان مرهم می‌نهاد. چون صخره ای نفوذناپذیر، از دسترس فرومایگان به دور بود و به بلندای عزت و مردانگی اش خس وخار را راهی نبود. 
در مسیر تربیت مردم 
امامان پاک، هم چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می‌کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هرگوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان می‌نشست برایش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می‌توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این مربیّان الهی بود که همواره با رفتار و گفتار خویش نکته های پندآموز و نغز به پیروان راستین خویش، و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام، می‌آموخت. آری، شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می‌داد و تحوّل عمیق در افکار و اعمال مردم پدید می‌آورد. 
سخنان آرامش بخش امام علیه السلام 
امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا می‌گرفت و در نگاهش موج می‌زد و از دستان پرمهرش جاری می‌شد و گونه های یخ زده را شوق زندگی می‌داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختیها به جان می‌آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می‌یافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جانهایشان ارزانی می‌کرد. پرده های اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می‌رفت و نوری از امید و شادی بر قلب های خسته شیعیان تابیدن آغاز می‌کرد. 
فروتنی امام عسگری علیه السلام 
فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر در میان اعضای جامعه می‌شود و زندگی اجتماعی را رضایت بخش و مطبوع می‌سازد. این صفت نیکو، افراد را به هم نزدیک می‌کند و مشارکت های اجتماعی را افزایش می‌دهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم می‌آورد. امام حسن عسکری علیه السلام درباره تواضع می‌فرمایند: «تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمی‌شود. 

گشاده رویی امام علیه السلام 
گشاده رویی و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه می‌شود. همان طور که دل مردگی، بی نشاطی و داشتن چهره عبوس، غمگین و اخم آلود موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد می‌شود. جامعه زنده و پویا، جامعه ای است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعی و شادابی حاکم است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رویی برخورد می‌کرد و از این طریق موجب جذب افراد به دین مبین اسلام می‌گردید. پیشوایان دینی، ما هریک، از این فضایل بهره مند بودند که از جمله آنان می‌توان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام، اشاره نمود. بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه‌ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می‌چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره‌ها می‌جستند. 
عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیه السلام 
عبادت و رازونیاز با خدا، بدون شک دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می‌کند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار می‌سازد. زهد و پارسایی، روح را طراوت و تازگی می‌بخشد، روان را صیقل می‌دهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا می‌رهاند. امام حسن عسکری علیه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را این گونه معرفی و توصیف می‌نمایند: «پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید؛ و کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد». 
شهادت 
در ربیع الاول سال 260 هجری قمری بوسیله یکی از نزدیکانش، امام حسن عسکری(ع) را با زهر مسموم نمود. امام در اثر آن ، چند روز در بستر بیماری قرار گرفتند و در این ایام معتمد پیوسته پزشکان درباری را بر بالین امام می فرستاد تا مردم گمان کنند که حضرت از بیماری طبیعی رنج می برد. 
امام حسن عسکری(ع) در آخرین روز زندگی خود چون نزدیک شدن ساعت شهادت را حس کرد، فرزند گرامی خویش را بر بالین خود طلبید و به کمک او برای نماز آماده شد. آنگاه رو به فرزند گرامی خویش کرد و فرمود:”بشارت باد تو را پسر من، تویی مهدی و حجت خدا بر روی زمین ، تو خاتم پیشوایان اسلام هستی و رسول خدا نام کنیه تو را بشارت داد.” 
چون جملات به پایان رسید ، لبهای حضرت از حرکت ایستاد و روح والای ایشان به ملکوت اعلی پیوست. 
مشیت خدا بر این امرتعلق گرفت که زمین خالی از رهبر صالح نباشد . چرا که حضرت مهدی(عچ) بعد از پدر مسئولیت خطیر هدایت امت به سوی ساحل نجات را بر عهده گرفت 
خبر گزاری صدای افغان (آوا)

nbsp;


 
امام رضا (ع)
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۳   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

امام رضا (ع) سرآمد عالمان زمان خویش

             

امام علی بن موسی الرضا (ع)، هشتمین امام از سلاله پاک رسول خدا (ص) در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری به شهادت رسید. ایشان در دوره خویش سرآمد عالمان بوده است.

به گزارش جهان به نقل از ایرنا، نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت، ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان رضا به معنای خشنودی است. امام محمدتقی (ع)، امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می فرمایند: خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده اند. به طوری که خلق و خوی نیکوی امام، موجب رضایت و خشنودی دوستان، نزدیکان و حتی دشمنان می شد.

 یکی از القاب مشهور حضرت، عالم آل محمد و نشانگر علم و دانش ایشان است، جلسات مناظره متعدد امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش بویژه علمای ادیان مختلف همواره با سربلندی همراه و دلیلی بر توانایی و برتری امام در تسلط بر علوم بود.

 حضرت امام رضا (ع) در یازدهم ذیقعده الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشود. در سن 35 سالگی عهده دار مسوولیت امامت و رهبری شیعیان شد و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشت.

 هنگامی که حضرت امام رضا (ع) بعد از پدر، مسوولیت رهبری و امامت را به عهده گرفت، برای آگاهی و پاسخ به پرسش های مردم درباره معارف اسلامی، سفرهای متعددی انجام داد. امام سفر خود را از مدینه به بصره آغاز کرد تا بتواند به طور مستقیم با مردم دیدار کند و درباره همه کارها به گفت و گو بپردازد دوران حیات و امامت امام رضا (ع)، اوج گیری گرایش مردم به اهل بیت و دوران گسترش پایگاه های مردمی این خاندان است.

 امام همه توانایی خود را در توسعه پایگاه های مردمی صرف کرد. پیوند مردم با امام، پیوند فکری بود و از قهرمانی عاطفی نشان داشت. اما این پایگاه ها نمی توانست راه را برای حکومت و در دست گرفتن قدرت سیاسی هموار سازد. از این روی، بیشتر قیام هایی که مسلمانان و پیروان با اخلاص، با نظر امام رضا (ع) برپا کردند، در تناقض ها و اختلاف های داخلی از یکدیگر جدا می شدند و احیانا با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند.

 امام رضا (ع) در این مرحله خود را آماده می کرد تا مهار حکومت را به دست گیرد، اما به نحوی که خود می خواست نه آنگونه که مامون اراده می کرد. این تصویری از دوران امام است که در تفسیر دو رخداد مهم یعنی مساله ولایتعهدی و نیز مساله پیشنهاد خلافت به امام از سوی مامون راهگشا شد.

 در این دوران خاندان عباسی از نام آل محمد (ص) سوء استفاده کرده و وانمود می کردند که پیرو همان خط آل علی هستند. حتی لباس سیاه بر تن می کردند و می گفتند: این پوشش سیاه، لباس ماتم شهیدان کربلا و زید و یحیی است و عده ای از سرانشان، مدعی بودند که برای آل علی کار می کنند.

 خلفای خاندان عباسی از همان روزهای نخست سلطه خود، میزان نفوذ علویان را می دانستند و از آن بیم داشتند و سخت گیری هایی که از همان دوران آغازین حکومت عباسی علیه امام رضا (ع) به عمل آمد، گواهی بر این بیم و وحشت عباسیان از اهل بیت (ع) و علاقه مردم به آنان است.

 این نگرانی تا دوران مامون ادامه یافت. او می دید که چگونه سرنوشت خلافتش در معرض تندبادهایی قرار گرفته که از هر سو بر آن می تازد.

 مامون در کنار این نگرانی، از هوش و جدیتی راهگشا برخوردار بود، بنابراین دست به ابتکاری تازه زد و موضوع ولایتعهدی را پیش کشید. هرچند در این زمینه نیز، تدبیر امام (ع ) او را ناکام ساخت.

 امام در گفتگویی با مامون درباره ولایتعهدی فرمود: همانا ولایتعهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه های شهر مدینه عبور می کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من می نگریستند.

 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (ع) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مامون برای عملی کردن هدف خود، به یکی از خدمتکاران خویش دستور داد تا امام را با زهر مسموم کند.

 دستور مامون اجابت شد و بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون شد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری این امام بزرگوار در سن 55 سالگی به شهادت رسیدند.

 به قدرت و اراده الهی، امام جواد (ع) فرزند امام به دور از چشم دشمنان، بدن مطهر ایشان را غسل داده و بر آن نماز گذاردند و پیکر پاک ایشان با مشایعت بسیاری از شیعیان و دوستداران آن حضرت در مشهد مقدس دفن شد و قرن هاست که مزار این امام بزرگوار مایه برکت و مباهات ایرانیان است.

 

 

نقل از جهان نیوز

nbsp;
 
مامون عباسی
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۳   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

ماجرای عجیب تولد ومرگ مامون عباسی                                                                           

ابوالعباس عبدالله، ملقب به مأمون در سال 170 ق. از کنیزی بادغیسی به نام مراجل زاده شد، وی هنگامی که سیزده سال سن داشت هارون او را ولیعهد دوم خویش کرد. او که پس از قتل امین (برادرش) به سلطنت رسید، نحوه ی تولد و مرگ بسیار عجیبی داشت، به نحوی که برای عباسیان نیز کم سابقه و شاید بی سابقه بود!

به گزارش جهان، مامون که پس از دعوت از امام رضا (ع) به خراسان برای جلوگیری از قیام های علیه خود، این امام را در سال 198 ق. مسموم و به شهادت رساند، بی شک این شقاوت و قساوت را از پدر (هارون الرشید) و مادر خود به ارث برده بود و ریشه ای این خباثت را باید از زمان انعقاد نطفه ی وی جست و جو کرد که ماجرایی خواندنی دارد.

 بنا به نقل از حیوه الحیوان دمیری؛ مامون پس از کشتن امین (برادر خود) با زبیده خاتون مادر وی ملاقات کرد و عذرهای فراوان خواست ولی هر چه عذرخواهی می نمود جوابی نمی شنید. در این بین متوجه شد که مادر زیرزبانی سخنانی می گوید ولی معنای آن را متوجه نمی شود. مأمون گفت: مادر مرا نفرین می کنی؟ گفت: نه. ولی مامون همچنان اسرار ورزید تا بداند مادرش چه می گوید!؟ تا این که زبیده چنین گفت: من به یاد می آورم مطلبی را که تمام مقدرات تور کشتن پسرم (حتی به قتل رساندن امام رضا (ع) توسط وی در آینده) از همان ماجرا رقم می خورد! و آن ماجرا این است:

 شرط هایی کذایی!

روزی با پدرت شطرنج بازی می کردیم، به شرط آن که هر کس برد، آنچه از فرد بازنده خواست عملی کند. در این بین پدرت بر من پیروز گردید و شرط عجیب خود را برای گذاشت: وی (هارون الرشید) گفت: باید دور قصر را برهنه و عریان بگردی! و من هر چه عذر خواستم قبول نکرد و بالاخره خواسته ی او را عملی کردم.

پس از آن دوباره شروع به بازی کردیم و این دفعه من بر او غالب آمدم و به وی گفتم: باید در آشپزخانه قصر با قبیح ترین و زشت ترین کنیزان عمل زناشویی را انجام بدهی! و پدرت هر چه من را التماس نمود و حتی گفت که خراج یک سال مصر را به من می دهد، ولی من قبول نکردم و دست او را گرفتم و بردم میان آشپزخانه، و خوب گشتم و کنیزی بدشکل تر از مادر تو «راجل» پیدا نکردم و گفتم باید با این کنیز، آن عمل را انجام بدهی! او اجباراً این عمل را انجام داد و نطفه ی تو منعقد شد، حالا در ذهنم این ماجرا به یاد آمد و داشتم بر زیر لب به خود می گفتم: «لَعَن الله اللجاج»، خدا لعنت کند مرا که به فشار و اصرار سبب قتل پسر خودم شدم!

 همانطور که ذکر شد بی شک نطفه ای که به این شکل، آن هم تنها بر سر قمار منعقد گردد حاصی از این بهتر (برادرکشی و امام کشی) نخواهد داشت.

 مرگی عجیب!

مامون پس از دوران حکومت خود و انجام بی رحمانه ترین امور از جمله کشتار اعضای خاندان نبوی ؛ سرکوب قیام عای علوی و... سرانجام روزگار حکومت و زندگی اش در سال 218 ق به سر آمد و اجل او فرا رسید. ولی مرگ او نیز مانند تولدش منحصر به فرد بود!

 مامون که پس از فتوحات روم راهی پایتخت خود بود، در مسیر بازگشت از چشمه ای بنام «بذیذون» که معروف به «عشیره» بود گذر نمود و به دلیل آب و هوای مناسب و منظره ی دلگشا و سبز و خرمی که داشت، مامون دستور داد در آنجا سپاه توقف کند تا از هوای این منطقه مدتی استفاده نمود و سپس راهی دیار خود گردند.

 محمدباقر مدرس بستان آباد می نویسد: برای مامون روی چشمه جایگاه بسیار زیبایی از چوب آماده کردند و وی در آنجا می ایستاد و صافی آب را تماشا می نمود. در این هنگام که مامون غرق در تماشای آب بود، یک ماهی بسیار زیبا به اندازه ی نصف طول دست و نقره ای رنگ آشکار شد.

مامون گفت هر کس این ماهی را بگیرد یک شمشیر جایزه دارد. یکی از سربازان خود را به آب انداخت و ماهی را گرفت و بیرون آورد و همین که به تخت و جایگاه مامون رسید، ماهی خود را به شدت تکان داد و از دست او خارج شد و در آب افتاد. بر اثر افتادن ماهی در آب، مقداری از آب بر صورت و گلوگاه مامون رسید و در همان لحظه ناگهان لرزش بی سابقه ای تمام وجود او را فرا گرفت!

 سرباز برای مرتبه دوم به آب پرید و ماهی را گرفت و مامون این بار دستور داد آن را کباب کنند. ولی لرز به طوری شدت یافت که هر چه لباس زمستانی و لحاف بر روی او می انداختند آرام نمی شد و پیوسته فریاد می زد: «البرد البرد» سرما سرما. در این بین ماهی را که بریان شده بود برایش آوردند ولی وی به حدی در ناراحتی و فشار بود که نتوانست حتی لقمه ای از آن را بخورد.

 معتصم که برادر مأمون بود و پس از وی به حکومت رسید فوراً دستور داد تا برای وی پزشکان سلطنتی را حاضر کنند و وی را معالجه کنند. پس از معاینه مامون پزشکان گفتند: ما از معالجه ی وی عاجزیم! این حالت لرز و ضربان نبض بی شک نشانگر مرگ وی است و تا حالا در طب، مانند این بیماری رخ نداده است.

 مامون که حالش بسیار وخیم شده بود و لحظه ای لرز و لحظه ای چنان تب می نمود که از بدنش مانند چشمه های جوشان عرق خارج می شد، دستور داد تا وی را به جای بلندی ببرند تا یک مرتبه دیگر سپاه و سربازان خود را ببیند.

در سفینه البحار، جلد 1، این گونه نقل است: شب بود، مامون را به جای بلندی بردند، همین که چشمش به سپاه بی کران در خلال شعاع آتش هایی که کنار خیمه ها افروخته بود افتاد و به رفت و آمد سربازان نگاهی کرد که همه با خود مشغول و از مامون بی خبرند یک مرتبه رو به آسمان کرده، گفت: «یا من لایزال ملکه ارحم من یزال ملکه» ای آن که پادشاهی او زوال پذیر نیست، رحم کن بر کسی که پادشاهیش به پایان رسیده.

 سپس او را به جایگاه خودش بردند و معتصم (برادرش- خلیفه بعدی) کسی را گماشت تا شهادتین را به وی تلقین کنند. سپس آن مرد با صدای بلند کلمات شهادتین را می گفت و در این بین «ابن ماسویه» پزشک مخصوص مامون گفت: فریاد نکش. الان مامون با وضع موجودی که دارد فرق بین پروردگار و «مانی» نقاش را نمی شناسد و در همین بین مامون چشم هایش باز شد، چنان بزرگ و قرمز شده بود که هر بیننده ای را دچار وحشت می کرد و در همین حال می خواست «ابن ماسویه» را با دست خود فشار دهد ولی قدرت نیافت و چشم از دنیا بست.

این ماجرا در روز پنجشنبه هیجدهم رجب سال 218 ق. رخ داد و سپس جنازه ی او را به طرسوس حمل کردند و به خاک سپردند.

 مجازات عمل

مامون هنگام خوراندند انار یا انگور زهرآلود به امام رضا (ع) خدا را به یاد نیاورد و با کمال بی شرمی بنا به گفته ابی صلت هروی، بر بالین امام (ع) حاضر گردید و با تزویر گریه می کرد، در حالی که امام مانند فردی مار گزیده و ماهی به خشکی افتاده به خود می پیچید...

در این هنگام مامون هیچ گاه فکر نمی کرد چه سرنوشتی برای وی رغم خواهد خورد به نحوی که سفینه البحار اظهار می کند شاید ظهور ماهی و آب در قبر امام هشتم برای تنبیه و آگاهی آن ملعون بوده است به نحوی که خداوند انتقام حجه خود را بوسیله ماهی خواهد گرفت و البته مدرس بستان آباد نیز می گوید: ممکن است این ادعا هم صحیح باشد که مرگ مامون به وسیله ی ماهی و لرز شدید به علت این بوده که امام رضا (ع) در اثر زهر، هنگام شهادت مانند ماهی به خاک افتاده می لرزیده اند و شاید این گونه به شهادت رساندن این امام مظلوم باید برای مامون که خود نظاره گرد بود پیش می آمده تا به عمق بی رحمی خود پی ببرد.

 نقل از سایت جهان نیوز مورخه 23/10/91

منبع:قدس آنلاین

 

p dir=


 
حدیث ائمه اطهار
ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۱   کلمات کلیدی: تاریخی و اسلامی

به گزارش حدیدنیوز، ائمه اطهار سخنان گهربار فراوانی گفته اند که هر کدام آن ها دریایی از معنویت و سرشار از نکات آموزنده است. با توجه به نزدیک شدن به ۲۸ و ۲۹ صفر که مصادف با رحلت خاتم النبیا حضرت محمد(ص)، شهادت کریم آل طه امام حسن مجتبی(ع) و شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع)است ۴۰ حدیث گهر بار از این سه ماه ولایت برای شما کاربران عزیز آماده کرده ایم: 

۱. «لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها» 

کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید. حضرت محمد (ص) 

۲. «ابن آدم اذا اصبحت معافی فی بدنک آمنا فی سربک عندک قوت یومک فعلی الدنیاالعفاء.» 

فرزند آدم وقتی تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یک روز خویش راداری ، جهانگر مباش . حضرت محمد (ص) 

۳. «وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّکُوا بِمیثاقِ الْکِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّکَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ کَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.» 

به یقین بدانید که شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن که صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّک پیدا نمىکنید تا کسانى را که دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان که شایسته تلاوت است تلاوت نمىکنید تا آنها را که تحریفش کردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید که آن که اهل هوى است چگونه سقوط خواهد کرد. امام حسن مجتبی (ع) 

۴. «بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.» 

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى. امام حسن مجتبی (ع) 

۵. «إن من علامات الفقه : الحلم و العلم ، و الصمت باب من ابواب الحکمة ، إن الصمت یکسب المحبة ، إنه دلیل علی کل خیر» 

از نشانه های دین فهمی ، حلم و علم است ، و خاموشی دری از درهای حکمت است . خاموشی و سکوت ، دوستی آور و راهنمای هر کار خیری است. امام رضا (ع) 

۶. «ابن آدم عندک ما یکفیک وانت تطلب ما یطغیک لا بقلیل تقنع ولا بکثیر تشبع» 

فرزند آدم ، آنچه حاجت تو را رفع کند در دسترس خود داری و در پی آنچه تو را به طغیان وا می دارد روز میگذاری ، به اندک قناعت نمیکنی و از بسیار سیر نمی شوی . حضرت محمد (ص) 

۷. «یأتی علی الناس زمان تکون العافیة فیه عشرة اجزاء : تسعة منها فی اعتزال الناس و واحد فی الصمت» 

زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است ، که نه جزء آن در کناره گیری از مردم ، و یک جزء آن در خاموشی است. امام رضا (ع) 

۸. «مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَکْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَکَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِکُ لِما مَلَّکَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.»

هر که گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابکار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملکت وجود رها نکرده، بلکه او مالک هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا کرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند. امام حسن مجتبی (ع) 

۹. «أَلتَّقْوى بابُ کُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَة وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.» 

تقوا و پرهیزکارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حکمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر که از با تقوایان کامیاب گشته به وسیله تقوا کامیاب شده است. امام حسن مجتبی (ع) 

۱۰. «سئل الرضا ( علیه السلام ) عن حد التوکل ، فقال ( ع ) : أن لا تخاف احدا الا الله» 

از امام رضا ( علیه السلام ) از حقیقت توکل سؤال شد . فرمود : این که جز خدا از کسی نترسی. امام رضا (ع) 

۱۱. «مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ» 

هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب شود. حضرت محمد (ص) 

۱۲. «لیس لبخیل راحة ، و لا لحسود لذة ، و لا لملوک وفاء ، و لا لکذوب مروة» 

بخیل را آسایشی نیست ، و حسود را خوشی و لذتی نیست ، و زمامدار را وفایی نیست ، و دروغگو را مروت و مردانگی نیست. امام رضا (ع) 

۱۳. «إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.» 

خلافت فقط از آنِ کسى است که به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل کند، و به جان خودم سوگند که ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم. امام حسن مجتبی (ع) 

چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکّل به خداوند، کار کن]. 
۱۴. «اتقوا الدنیا فوالذی نفسی بیده انها لأسحر من هاروت وماروت» 

از دنیا بپرهیزید ، قسم به آن کس که جان من در کف اوست که دنیا ازهاروت و ماروت ساحرتر است . حضرت محمد (ص) 

۱۵. «لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّکِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّکالَ المُسْتَسْلَمِ.» 

چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکّل به خداوند، کار کند. امام حسن مجتبی (ع) 

۱۶. «الایمان أربعة أرکان : التوکل علی الله ، و الرضا بقضاء الله ، و التسلیم لأمر الله ، و التفویض الی الله» 

ایمان چهار رکن است : توکل بر خدا ، رضا به قضای خدا ، تسلیم به امر خدا ، واگذاشتن کار به خدا. امام رضا (ع) 

۱۷. «أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.» 

خـویشاونـد کسـى است کـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیک کرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه کسـى است کـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیک باشد. امام حسن مجتبی (ع) 

۱۸. «اثنان یعجلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین.» 

دو چیز را خداوند در این جهان کیفر میدهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر . حضرت محمد (ص) 

۱۹. «مَنِ اتَّکَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.» 

هر که به نیک گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىکند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد. امام حسن مجتبی (ع) 

۲۰. سئل الامام الرضا ( علیه السلام ) عن عیش الدنیا ، فقال : سعة المنزل و کثرة المحبین 

از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشی دنیا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زیادی دوستان. امام رضا (ع) 

۲۱. من فرج عن مؤمن فرج الله عن قلبه یوم القیامة 

هر کس اندوه و مشکلی را از مؤمنی برطرف نماید ، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد. امام رضا (ع) 

۲۲. أجملوا فی طلب الدنیا فإن کلا میسر لما خلق له . 

در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد . حضرت محمد (ص) 

۲۳. احب الاعمال الی الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله 

بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا . حضرت محمد (ص) 

۲۴. «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.» 

به راستى هر که عبادت را به خاطر عبادت طلب کند خود را تزکیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترک کنید. امام حسن مجتبی (ع) 

۲۵. تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا 

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید. امام رضا (ع) 

۲۶. من رضی عن الله تعالی بالقلیل من الرزق رضی الله منه بالقلیل من العمل 

هر کس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد ، خداوند از عمل کم او راضی باشد. امام رضا (ع) 

۲۷. انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهْلَکا مَنْ کانَ قَبلکُمْ و هُما مُهْلِکاکُمْ. 

همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاکت رساند و همین دو نیز هلاک کننده شماست. حضرت محمد (ص) 

۲۸. «إِذا لَقِىَ أَحَدُکُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.» 

هر گاه یکى از شما برادر خود را ملاقات کند، باید که محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد. امام حسن مجتبی (ع) 

۲۹. لیس العبادة کثرة الصیام و الصلاة ، و انما العبادة کثرة التفکر فی أمر الله 

عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، و همانا عبادت پر اندیشه کردن در امر خداست. امام رضا (ع) 

۳۰. «قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاکَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْکَ أَوْتُکَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَکْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.» 

امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش کنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا کسى را نزد من بدگویى نمایى. امام حسن مجتبی (ع) 

۳۱. احب الاعمال الی الله من أطعم مسکینا من جوع أو دفع عنه مغرما أوکشف عنه کربا 

بهترین کارها در پیش خدا آن است که بینوایی را سیر کنند ، یا قرض او رابپردازند یا زحمتی را از او دفع نمایند . حضرت محمد (ص) 

۳۲. احب الاعمال الی الله حفظ اللسان 

بهترین کارها در پیش خدا نگهداری زبان است . حضرت محمد (ص) 

۳۳. «أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَکُّرِ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ أَبُو کُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.» 

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفکّر و اندیشه سفارش مىکنم، زیرا که تفکّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است. امام حسن مجتبی (ع) 

۳۴. قال الریان للرضا ( ع ) : ما تقول فی القرآن ؟ فقال : کلام الله لا تتجاوزوه ، و لا تطلبوا الهدی فی غیره فتضلوا 

ریان از امام رضا علیه السلام پرسید : نظرتان راجع به قرآن چیست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدایت بجویید و سراغ چیز دیگر نروید که گمراه می شوید. امام رضا (ع) 

۳۵. تصدق بالشیء و إن قل ، فان کل شیء یراد به الله ، و إن قل بعد ان تصدق النیة فیه عظیم 

صدقه بده هرچند کم باشد ، زیرا هر کار کوچکی که صادقانه برای خدا انجام شود بزرگ است. امام رضا (ع) 

۳۶. «غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.» 

شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید. امام حسن مجتبی (ع) 

۳۷. احب اللهو الی الله تعالی إجراء الخیل والرمی . 

بهترین بازیها در پیش خدا اسب دوانی و تیراندازی است. حضرت محمد (ص) 

۳۸. «صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوکَ.» 

چنان با مردم مصاحبت داشته باش که خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت کنند. حضرت محمد (ص) 

۳۹. «لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.» 

کسى که عقل ندارد، ادب ندارد و کسى که همّت ندارد، جوانمردى ندارد و کسى که دین ندارد، حیا ندارد. امام حسن مجتبی (ع) 

۴۰. أحسن الظن بالله ، فإن الله عزوجل یقول : أنا عند ظن عبدی المؤمن بی ، إن خیرا فخیرا و إن شرا فشرا 

به خدا خوش گمان باشید ، زیرا خدای عزوجل می فرماید : من نزد گمان بنده مؤمن خویشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد. امام رضا (ع)

br /۳۵. تصدق بالشیء و إن قل ، فان کل شیء یراد به الله ، و إن قل بعد ان تصدق النیة فیه عظیم